سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
دختری از تبار پاییز
   1   2      >


Image By FotoPic.ir


 


نمی دانـم چـرا چندیـســت بی وقفه
دلـم در بارگاه سینه می لـــرزد
چه حالی در میان چشم من پیداست
که پیش روی من آیینه می لرزد

نمی دانم چرا چندیست دستانم
پر از سرمای سوزان زمستانیست
نمی دانم چرا ژرفای احساسم
پر از اندوه و حسرت های پنهانیست

به شب ها خواب بر چشمم نمی بارد
و تا صبح از شرار غصه می سوزم
نگاه اشک ریز و غرق رازم را
به چشم ساکت دیوار می دوزم
مرا ای کوچه های سرد در یابید
منم خاکستری در پیشگاه باد

منم افسانه ای از ذهن ها رفته
منم ته مانده خاموش یک فریاد





Image By FotoPic.ir



پاییز بهار من است، نه بهاری سبز که بهاری رنگارنگ.


پاییز فصل من است، فصل رویش، فصل شکفتن.


خزان، بهار احساس است، بهار تنهایی.


موسم رویش جوانه‌های احساس...


و چه زیباست موسم برگ‌ریزان...


آنگاه که خش خش برگ‌های زرین به زیر پای عابران،


نغمه محزون کلاغ‌های سرو نشین،


صدای زوزه باد وزنده از لابلای تن نیمه عریان درختان،


ملودی شاهکارترین سمفونی طبیعت را می‌نوازند،


شور و حرارتی وصف ناپذیر درون خسته‌ام را فرا می‌گیرد.


درحالی که چشمان غرق در شورم؛


نظاره‌گر رقص برگ‌هایی است که از فراز به فرود می‌رسند


تا با خاموشی خود حیاتی دوباره به جسم بی‌جان


تک درخت نارون باغچه حیاط پشتی دهند؛


گریه‌های دل امانم نمی‌دهد، نه از این مرگ غریب –


که خود آغازی است بر این پایان عجیب –


که از شوق رستن و پرواز بر فراز حصار تنگ تن...


آری من خزان را دوست دارم...


من این رقص مرگ را دوست دارم...


من این هزار رنگی را دوست دارم...


من از فراسوی این سکوت فریاد‌ها دارم...


از پس این هیاهوی خزان و از رهگذر باد وزان به انتظار سکوت می‌نشینم.


لب فروبسته و با زبان بی‌زبانی همنوای مرغ دل، شعر دفتر عشق را زمزمه می‌کنم...




سال نو

 
 

 


سال تحویل شد و من


تمام دلتنگیهایم را


به جای تو


در آغوش می کشم


چقدر جایت میان بازوانم خالیست





Image By FotoPic.ir



همیشه همینطور بوده

روزهای بهار

همچون باد پاییز

می‌گذرند…






Image By Fotos.Blogfa.Com


منتظر هیچ دستی در هیچ جای دنیا نباش ...

اشک هایت را با دست های خودت پاک کن ..

که همه رهگذرن !




   1   2      >